قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4953
تاريخ الفي ( فارسى )
وقايع سنهء هشتصد و پنج از هجرت [ موافق سال هفتصد و نود و پنجم « 1 » از رحلت خير البشر ] حضرت صاحبقران از گزل حصار « 2 » نهضت فرموده به شهر اياسلوق « 3 » آمد و نصر الله تغاچى را به ضبط مال آنجا گذاشت و از آنجا به شهر تيره - كه از شهرها [ ى ] مشهور روم است - رفته مال امان از آنجا نيز به وصول رسيد و جمعى كه همراه امير محمد منتشا به تحصيل مال رفته بودند ، در اين وقت آمد . نقود فراوان و اسبان و ديگر تحفهها آورده به عرض رسانيدند . و سلطان ماردين ، ملك عيسى ، كه سابقا از او گناهان سر زده بود ، از راه اعتذار برآمده به شفاعت اميرزاده شاهرخ رخصت ملازمت يافت و به رسم گناهكاران سر برهنه به مجلس درآمده گناهانش بخشيده شد و به خلعت خاص و تاج و كمر اختصاص يافته دخترش نامزد ابا بكر ميرزا شد . و به عرض صاحبقران رسيد كه در كنار دريا قلعهء استوارى ازميرنام كه معبد مردم فرنگ است مجمع حشرى بىپايان از فرنگيان شده است « 4 » و سه طرف آن قلعه را دريا محيط است و ما يحتاج اهل قلعه از خوردنى و پوشيدنى از راه دريا به ايشان مىرسد . و نزديك به آن حصار ، حصارى ديگر هست كه آن را نيز ازمير نام است و مسلماناناند در آنجا . هميشه ميان مردم اين دو قلعه منازعت است و پيوسته فرنگان به واسطهء نزديكى دريا و رسيدن كمك
--> ( 1 ) . م ، ش : ندارد . ( 2 ) . ق : كرن حصار ؛ م ، ش : كدن حصار . تصحيح از روضة الصفا . ( 3 ) . ق : باسليق ؛ م : باساليق ؛ ش : ياساليق . روضة الصفا : اياسليغ ؛ ظفرنامه شامى : اياسلغ ؛ تاريخ عثمانى : اياسلوق . ( 4 ) . ظفرنامه : « . . . و آن مجمع صناديد افرنج است ، ناموس ايشان بدان بازبسته و ناقوس آن تا غايت كس نشكسته . . . و دايما راه افساد بر مسلمانان گشاده . »